تکنیک های ترمال گیری بخش دو
آوریل 25, 2020
چگونه مرکز ترمال (core) را پیدا کنیم؟
آوریل 26, 2020
نمایش همه

تکنیک های ترمال گیری بخش سه

چگونه با پاراگلايدر ترمال گيری کنيم (قسمت سوم)

چرا پرندگان در مسيرهای دايره ای پرواز می کنند؟ از کدام جهت بايد چرخيد؟ قرار استCore کجا باشد؟

Bob Drury نکاتی را از برخی از بهترين خلبانان جهان در مورد ترمال گيری آنان جمع آوری کرده است. اين مطالب در مجلهCross Country تحت عنوان ترمال گيری, منتشر شده است.

ترمال گيری يکی از پر هيجان ترين لحظات احساسی در زندگی هر خلبانی ست. اگر کسی آن را تجربه کرده باشد, ترديد دارم که ترمال گيری را فراموش کند. در اين لحظات, قلب تان می کوبد, کف دستان تان عرق کرده و دهان تان خشک شده است. لاين های بريک ناگهان سفت می شود, نيروی اين معدنی که پيدا کرده ايد, به اندازه کافی بزرگ است که شما را با خشونت به گوشه ای پرتاب کند. مانند اين است که, اولين ماهی بزرگ به قلاب تان گير کرده, و حالا ماهی در انتهای نخ ماهيگيری, با حرکات مارپيچی خود, شما را گوشمالی می دهد. فقط تفاوتش اين است که, اين نوشتار هفته نامه ماهيگيری نيست و من در مورد موجود زنده ای صحبت نمی کنم. اولين ترمال مناسب را پيدا کرده ايد, قلاب, نخ و وزنه ماهيگيری کار خود را انجام داده اند, حالا تنها کاری که بايد بکنيد, اين است که ماهی را از دست ندهيد. در ثانيه های بعدی, هم شور و هيجان پيدا می کنيد و هم بايد تصميمات زيادی بگيريد, چپ يا راست, چرخش تند, دريفت ملايم, يا با پرواز مستقيم به عمق ترمال برويد؟ برای اين که شانس گرفتن تصميم درست را به خود بدهيد, بايد ايده خوبی در مورد شکل, اندازه و ساختار ترمال داشته باشيد. قوی ترين قسمت, ضعيف ترين قسمت و لبه های آن کجاست؟

 
 

ليفت های ترمال بندرت يکسان می باشد. زمينی که ترمال را ايجاد کرده, در بعضی قسمت ها گرم تر و در بعضی قسمت ها سردتر بوده, و بهمين دليل, ترمال دارای هسته های گرم و هسته های سرد است, هسته های گرم سريع تر از هسته های سرد بالا می روند و Core را شکل می دهند. سريع ترين راه کلايمب در ترمال, ماندن دائم در گرم ترين قسمت توده هواست, چون اين قسمت با بيشترين سرعت بالا می رود. در محيط بدون باد, معمولا Core به مرکز ترمال کشيده می شود.

بهر حال در واقعيت, خيلی بندرت با محيط بدون باد مواجه می شويم. ناگزير باد دره (Valley wind) يا باد Meteo واقعی, وجود خواهند داشت و ساختار ترمال را تحت تاثير قرار خواهند داد, بنابر اين لزوما Core در مرکز ترمال نخواهد بود, ضمن آنکه باد ترمال را به شکل قطره اشک وارونه در خواهد آورد.

چون قوی ترين ليفت, سريعتر بالا می رود, سرعت عمودی بيشتری نسبت به ليفت ضعيف دارد و کمتر تحت تاثير باد قرار می گيرد از طرفی ضعيف ترين ليفت, به آسانی تحت تاثير باد قرار گرفته و به قسمت پشت به باد ترمال رانده می شود و قوی ترين ليفت در قسمت رو به باد ترمال باقی می ماند. به همين دليل, خلبانان با تجربه در روزهای پر باد, با فاصله زياد از بلندی ها در جستجوی ترمال هستند (برای اينکه در قسمت رو به باد ترمال که ليفت قوی دارد, قرار بگيرند).

 
 

علاوه بر اين, چون ترمال ها جرم و سنگينی خود را دارند, باد Meteo از وجه روبروی ترمال بالا می رود, و ليفت ديناميک ايجاد می کند, درست همان طوری که از کوه بالا می رود. به همين دليل, گاهی اوقات می توانيم در مجاورت ابرهای کومولوس پرواز کرده و ارتفاع بگيريم, و باز به همين دليل, در بالای ابرهايی که باد با آنها برخورد می کند و از وجه روبروی آن بالا می رود، Pileus cap شکل می گيرد.

اما قبل از آنکه نگران پيدا کردن Core ترمال باشيد, بايد به اندازه کافی در عمق ترمال پرواز کنيد تا بتوانيد بدون اينکه از ترمال بيرون بيفتيد, در آن گردش 360 درجه داشته باشيد. برای اين کار, خيلی از خلبان ها, از قاعده شمارش تا چهار استفاده می کنند. وقتی با ترمال برخورد کرديد, شروع به شمارش کنيد, هزار و يک, هزار و دو, هزار و سه, هزار و چهار, اگر با شمارش هزار و چهار, هنوز درترمال بوديد, پس ترمال به اندازه کافی بزرگ است و می توان در آن کلايمب کرد.

اما حالا از کدام جهت بايد چرخيد؟ گلايدرها با ورود به ترمال, بسته به اينکه با چه زاويه ای وارد ترمال شوند, عکس العمل های متفاوتی نشان می دهند. در نخستين مواجهه با ترمال, مطمئن نيستيد که ترمال نسبت به شما کجا قرار دارد و شکل آن چگونه است, بنابر اين, بهتر اين است که چند دستور العمل اصولی را دنبال کنيد.

نخست و مهم تر از هر چيزی, بايد تلاش کنيد الگوی گردش 360 درجه داشته باشيد, و به محض اينکه با ترمال برخورد کرديد, گردش های بشکل 8 نزنيد, الا زمانی که ارتفاع تان خيلی کم باشد و بين عوارض زمينی و باد قوی روبرو, گير افتاده باشيد. دليل گردش های دايره ای شکل و آسان پرندگان در روزهای آفتابی, بالای سر شما چيست؟ چون اين روش, موثرترين راه پرواز در ترمال و حفظ Track آن است.
 
 

راسل اوگدن (Russell Ogden) Test pilot اوزون, می گويد: "اگر کشش قوی در يک سمت حس کنم, واضح است که به کدام سمت بچرخم, اما اگر مطمئن نباشم و حس کنم که می توانم در هر جهتی بچرخم, نخست برای چند ثانيه به يک جهت می پيچم, سپس به جهت مخالف برمی گردم, درست مثل رانندگی هنگام ورود به ميدان. با اين روش, بدون آنکه در سينک ترمال بيفتم, در موقعيت صحيح برای پرواز به دور مرکز ترمال قرار می گيرم."

اگر هنگام Soaring کنار ديواره, با ترمال برخورد کرديد, بايد در مورد فاصله ايمن با ديواره نيز فکر کنيد. به اندازه کافی از ديواره دور شويد تا هنگام گردش 360 درجه به ديواره برخورد نکنيد.

اولين گردش معمولا بدترين گردش است, چون هنوز زاويه بنک (Bank) را تثبيت نکرده ايد و اغلب پس از طی 180 درجه, گلايدر به سمت پشت پاندول می شود و با کمی انرژی برای گردش آرام می گيرد. ممکن است, به تندی بالا دادن بريک ها, و پيچ (Pitch) گلايدر به سمت جلو, را غير طبيعی حس کنيد, چون صحنه روبرو, به سمت شما هجوم می آورد, اما اين کار انرژی را به گلايدر بر می گرداند و گلايدر با سرعت بيشتر به گردش ادامه می دهد. وقتی اولين 360 درجه را زديد, گلايدر در الگوی معمول تر مستقر شده و ديگر به نظر نمی رسد که با هر بار چرخش, صحنه روبرو به سمت شما هجوم بياورد.

هر وقت سه گردش 360 درجه را در ليفت ثابت و در يک سطح, کامل کرديد و بوق وريو قطع نشد, حالا زمان پيدا کردن قوی ترين ليفت است.

اگر شک داريد که باد زياد باشد, الگوی جستجوی ساده را به کار بگيريد. وقتی در مسير دايره ای, با قوی ترين قسمت ليفت برخورد کرديد, يک کمی مستقيم پرواز کنيد و برای لحظاتی, قبل از آنکه دوباره بچرخيد, بيشتر به عمق ترمال وارد شويد. هر بار که اين کار را انجام می دهيد, به Core نزديک تر می شويد.

Godfrey Wennes رکورد دار سابق جهان, می گويد:"ما به هنرجويان آموزش می دهيم با دنبال کردن صدای وريو, ترمال را تعقيب کنند و سعی کنند صدای وريو را در حداکثر مقدار نگهدارند. تا وقتی صدای وريو در حال بلند تر شدن است, به پرواز مستقيم ادامه دهيد, و اگر صدای وريو شروع به کاهش کرد, چرخش را شروع کنيد, تُن ها را ياد بگيريد و سيستم تاخير صوتی را طوری تنظيم کنيد تا وقتی به بيشترين Core می رسيد, صدای حداکثر را بشنويد.

"در بيشتر ليفت يا Core های قوی, بايد قبل از صدای حداکثری بچرخيد و الا از سمت ديگر آن ليفت يا Core خارج می شويد, در اين صورت بايد با يک چرخش 180 تند ناکارآ (Inefficient)، به ليفت يا Core برگرديد. اثر پاندولی پاراگلايدر نيز می تواند صدای وريو را بهم بريزد, بدانيد که با يک چرخش ناگهانی و تند, همان طوری که بال بالا تر می رود, برای لحظاتی تُن صدا را بالا می برد و اين حس را به شما می دهد که گويی با Core برخورد کرده ايد."

Godfrey هشدار می دهد, "خلبان کم تجربه هر بار در اين دام می افتد, در عين حال, کسانی که گردش های يکنواخت دارند, از اين خلبان کم تجربه سبقت گرفته, بالاتر می روند."

 
 

اگر باد وجود داشته باشد, بايد قسمت رو به باد ترمال را پيدا کنيد, با اين کار, پس از پيدا کردن Core و ليفت ديناميک (Dynamic litft) بادی که به وجه روبروی ترمال می خورد, می توانيد مکان قوی ترين ليفت را پيدا کنيد, هر بار که رو به باد می شويد, بايد بتواتيد کم شدن سرعت گلايدر را نسبت به زمين ببينيد. هر بار که رو به باد بوديد, اگر برای لحظاتی کمی مستقيم تر پرواز کنيد, آرام آرام به لبه ی رو به باد ترمال و بهترين ليفت نزديک می شويد. با رسيدن به قسمت رو به باد ترمال, ضمن مواجهه با ليفت ديناميک (جايی که باد افقی, از وجه روبروی ترمال بالا می رود), احتمالا افزايش ليفت را حس می کنيد, اما اگر از اين منطقه دورتر شويد, درون سينک می افتيد.

بيرون افتادن از قسمت رو به باد ترمال, هرگز به بدی بيرون افتادن از قسمت پشت به باد ترمال نيست, بهر حال اگر از قسمت رو به باد ترمال بيرون افتاديد, سريع بچرخيد و پشت به باد پرواز کنيد و خود را به قوی ترين ليفت, يعنی ليفت ديناميک برسانيد.

در مقايسه با قسمت بالا, بيرون افتادن از پشت ترمال, خيلی بدتر است. اگر از پشت ترمال بيرون بيفتيد, وارد سينک قوی شده و بايد برگرديد و رو به باد, با سرعت کم, از منظقه سينک عبور کرده تا خود را به قسمت ضعيف ترين ليفت ترمال برسانيد. هر وقت ديديد که کسی از ترمال بيرون افتاد و بنظر می رسيد که ارتفاع او سريعا کم می شود, معمولا می توانيد نتيجه بگيريد که او از قسمت پشت به باد ترمال, بيرون افتاده است.

واقعا فوت و فن اين کارچيست؟ اگر در حال جستجو باشيم, بهترين روش برای کنترل گلايدر و دريافت حداکثری از آن چيست؟

Hugh Miller قهرمان پيشين بريتانيا, اين توصيه را دارد: "شيرجه ها را با بريک بيرونی مهار کنيد. تلاش کنيد گلايدر را آرام نگهداريد. با جابجايی (Weight shift) ، سرعت (Roll rate) Roll را تا حد ممکن, ثابت نگهداريد. با اعمال ضربه ناگهانی به بريک بيرونی, شيرجه بال را کنترل کنيد و بريک را تا جايی که نياز است, نگهداريد, هميشه به مرکز دايره گردش نگاه کنيد و بدن تان را به آن سمت مايل کنيد. اجازه ندهيد ترمال به شما زور بگويد. پرواز فعال (Active flying) داشته باشيد."

Russell Ogden می گويد: "بايد بتوانيد گردش های بسته (Tightly) داشته باشيد و قادر باشيد به سادگی به گردش آرام و نرم, تغييروضعيت دهيد.

"اشتباه معمول خلبانان اين است که در ترمال ها به اندازه کافی, گردش های بسته (Tight) ندارند.

"بايد به مهارت هايتان اعتماد کنيد و هنگامی که Core را مکان يابی کرديد, بتوانيد بال را در بنک (Bank) انداخته و آن را مجبور کنيد در دايره های بسته تر (Tighter) بچرخد, اين کار سخت است, چون هوای Core توربولانسی ست. مهم است که بال خود را بشناسيد و بتوانيد از پيچ (Pitch) و با انرژی آن به Roll برويد, بدون آنکه اسپين (Spin) کنيد.
 
 

"اگر در هنگام گردش 360 درجه بخواهم گردش را کمی بزرگتر کنم, جابجايی وزن بسمت مرکز را حفظ کرده ولی کمی بريک (درحد تماس) بيرونی را می گيرم. با اين کار جهت حرکت تان تغيير می کند, بدون آنکه مزاحمت زيادی برای بال ايجاد شود. وقتی بخواهم گردش 360 درجه را ادامه دهم, بريک بيرونی را رها کرده و بريک داخلی را دوباره می گيرم. با اين کار، Roll غير ضروری زيادی ايجاد نمی کنيد و هميشه برای بسته کردن (Tighten) گردش آماده خواهيد بود, چون وزن را کماکان به داخل گردش نگهداشته ايد."

Russell ادامه می دهد, "هرچه ترمال تهاجمی تر باشد, من هم تهاجمی تر پرواز می کنم, هرچه ترمال ملايم تر باشد, من هم آرام ترپرواز می کنم, در اين حالت, با بريک طوری رفتار می کنم, که گويی بريک, يک ليوان شکستنی و پر از شراب است, و من نبايد کاری کنم که ليوان بشکند يا شراب بريزد."

با استفاده از بريک بيرونی برای تغيير شعاع گردش, می توانيد ترمال را کاوش کنيد, و کاوش همه چيز است. Innes Powell نايب قهرمان سه دوره بريتانيا, می گويد: "اگر دو گردش 360 درجه يکسان داشته باشيد, در واقع پايين آمده ايد, چون فرصت جمع آوری اطلاعات از ترمال را از دست داده ايد."

Louise Crandal، بانوی قهرمان جهان خاطر نشان می کند که, بايد ذهن تان را برای همه اطلاعات در دسترس, باز کنيد. يعنی: "مهم است که از هر تغييری در هوا آگاه باشيد. وقتی در جايی, نشانه ای از ليفت بهتر می بينيد, عکس العمل نشان داده و مسيرتان را بسمت آنجا تغيير دهيد. او می گويد: وقتی در حال ترمال گيری هستم, همه توجه ام را به بو, دما, تغيير جهت باد و البته تمام اطلاعات دريافتی از دستگاه وريو, معطوف می کنم.

"هر وقت که معقول باشد, جهت گردش را عوض می کنم و پيوسته برای ليفت بهتر, آسمان را جستجو می کنم. ممکن است خسته کننده بنظر برسد, ولی اين گونه نيست. گفته می شود, عقاب هنگام ترمال گيری می خوابد, ما هم می توانيم. وقتی ترمال گيری استايل پروازمان بشود, به آسانی دوچرخه سواری خواهد بود, اما با لذت خيلی بيشتر."

 
 

Louise عقاب دست آموزی دارد, که با او پرواز می کند، Louise بخوبی می داند تا چه حد می توان از پرواز پرندگان ياد گرفت, او می گويد: "پرندگان را دنبال کنيد, آنها اربابان (Masters) آسمان هستند, هر کاری آنها انجام می دهند, شما نيز انجام دهيد, بهمين راحتی. مجبور بودم تفکر در مورد الگوهای معمول را که طی ساليان دراز آموخته بودم, متوقف کنم, و فقط پرندگان را تعقيب کنم.

"ناگهان متوجه شدم, خيلی بهتر از قبل ترمال گيری می کنم. دريافتم که پرندگان در مسير دايره ای پرواز نمی کنند. آنها در ترمال می چرخند, ولی نه بصورت 360 درجه ای دقيق. هر دور گردش آنان با گردش قبلی تفاوت دارد, و پيوسته به جايی که ترمال قوی تر است, می روند, حتی چند صد متر به اطراف می روند تا ليفت بهتر را پيدا کنند. هر وقت شانس پرواز با پرنده ای را پيدا کرديد, تلاش کنيد تا حد امکان, آن را دنبال کنيد. بسته به اينکه چه پرنده ای باشد, ممکن است تلاش کند تا از شما بگريزد, حتی اگر خروج از ترمال را انتخاب کرد, اگر ارتفاع کافی داشتيد, ارزش دنبال کردن دارد. پرندگانی که در حال Soaring هستند, بطور خودکار تا حد امکان درترمال می مانند, حتی اگر يک خلبان مزاحم پاراگلايدر, دنبال آنها باشد, بدين ترتيب, هميشه چيزی برای ياد گرفتن پيدا می کنيد."

در حقيقت, خلبانان با تجربه, هميشه از ترمال, چيز بيشتری می خواهند, بنابر اين تمام وقت ترمال را کاوش می کنند. آنها اغلب, درCore خيلی بسته (Tight) نمی چرخند, چون مشغول گشت و گذار اطراف گگل (Gaggle) هستند تا بهترين قسمت ليفت را پيدا کنند. اين کار را با هشياری نسبت به همه اطلاعاتی که می توانند بدست بياورند, انجام می دهند. اگر ببينند گلايدری يا پرنده ای از آنها سريع تر بالا می رود, مستقيم بسمت آن پرواز می کنند تا از ليفت بهتر آنها بهره ببرند. برای ترمال گيری مشترک, لازم است همه کسانی که در ترمال حضور دارند, محدوديت هايی را قبول کنند, ديگر کسی نمی تواند هر طور که دلخواهش بود, در ترمال پرواز کند. بهر حال, اطلاعات اضافی که از ديگر خلبانان در اطراف خود در گگل (Gaggle) بدست می آوريد, غير قابل ارزش گذاری ست.

ترمال گيری, تماما درباره نقشه ذهنی, هشياری نسبت به اطلاعات جديد, رمز گشايی از بازخورد (Feedback) گلايدر تان و کاوش درون ترمال است. استادی در آن, مستلزم آنست که نقشه ذهنی خوبی از هوا داشته باشيد و بسيار بسيار تمرين کنيد, تا خودتان را با حس گلايدر و ترمال آشنا کنيد.

چگونه به يک ترمال شلوغ, وارد شويم

 
 

ورود به يک ترمال شلوغ, مانند پريدن به ميان يک زمين بازی گرد است. اگر ناگهان بپريد وسط, يا حتی بدتر, در خلاف جهت وارد شويد, کشت و کشتار براه خواهد افتاد. در مقابل, اگر در بيرون و کنار اين فضای بازی دايره ای شکل, بچرخيد تا فضايی برای ورود پيدا کنيد, يا کسی راه را برای شما باز کند, آن وقت می توانيد به راحتی به فضای بازی وارد شويد.

نويسنده: Bob Drury

مجله کراس کانتری

ترجمه: ابوطالب کيائی ها
Hourmaz
Hourmaz
آکادمی پاراگلایدر هورمز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.